مکان: زیر ۲ تا پتوووووو!!!
(خواب)
ساعت: ۳:۱۰ بامداد...
- لیلوووووووو جووونی کیک خوردی؟!
:: نصفه شبی یاد کیک خوردن من افتادی بچه ؟!!!![]()
:: ببینم بی خوابی از خصوصیات ۲۶ سالگیه؟![]()
- از تو بهم سرایت کرده
... بچه مال من یه شبه تو چرا هر شب بیداری می کشی؟ عاشق شدی؟؟؟؟
::آآآآآآآآخ جووون بالاخره یکی فهمید من به درد تو دچار شدم و عاشق شدم![]()
-خوووب حالا که همه خوابن به من بگو عاشق کدوم خوشبختی شدی؟![]()
::اااااای واااای نگو !!!بچه آب میشه![]()
... اصولا بزرگترا مقدم ترن هر وقت تو گفتی منم می گم![]()
![]()
-وایسا بابات از سفر خاریجه! بیاد بگم دردانش داره دست گل به آب میده اونوقت می فهمی کی مقدم تره.../:)
:: ما با بابامون ریفیقیم جوووجوووو ...اعتراف کن که عشقوله وشدی![]()
-من که همیشه رو بازی میکنم بهت میگم ولی... به کسی نگو
...عاشق آقا خامنه ای شدم!
::اَ اَ اَ اَه!خاک تو سر بی سلیقت کنن جوجو !! آدم رئیس جمهور خوووووشگل و خوش تیپش رو ول می کنه عاشق این می شه؟
-عشق این چیزا رو نمی فهمه از نظر عاشق عشقش بهترینه(اینو خوووب اومدما)
::اَه اَه اَه! جو ۲۶ سالگی گرفتتت خفففففففن!بیا دستت رو بده من بیا بیرون...عشقت من ُ کشته![]()
-خیلی نامردی که می زنی توی احساساتم
... یکم رومانتیک شو بابا نصفه شبه ها مثلا"!!!!![]()
::آه دوست من چه عشق پاکی من به سادگیه عشقت قبطه(؟) می خورم...آآآآآآه!![]()
-![]()
::رومانتیک تر از ان گیر نمی یاری![]()
-اُه شکپیر کجاست که از من و تو بنویسه![]()
::هموووون واقعا" از دستش رفته!...رااااااااستی زیاد غصه ی دوریش رو نخوریا لپو فردا ظهر با هم میریم نماز جمعه براش گوووله گووله گل پرت می کنیم پی به عشق پاکت ببره!...خوبه؟![]()
-نیلووووووووفر مییییییی کشمت!
::آآآآآآدم کش...قاااتل... جووون نا کام کن( با جیغ بخوونین)![]()
-لیلووو جوونی بابته مرااسم امروز ببخشیدااااااا![]()
::ای بابا من توی از دست رفته رو نبخشم چی کار کنم
...ممم بخشیدم ولی دیگه تکرار نشه هاااااا![]()
-چشم
...من برم لالا کنم![]()
::ای خداا خیرت بده برو شرت کم شه ساعت چهاره!![]()
پ.ن:اَی بر مردم آزار لعنت!![]()
من رو وادار نکنن تا مثل اونا رفتار و زندگی کنم!.
( آخه یکی نیست به این بابا مامانا بگه که اگه ما بچه ها مثل شما زندگی کنیم٬دنیا می شه شبیه تلویزیون و پر از فیلم های تکراری و کسل کننده!!نه تنوعی نه تغییری!اون وقت همه مون خسته می شیم ها!گفته باشم!!)
ـ نقل از مجله ی موفقیت ـ

تنها تر از یک برگ
با بار شادی های مهجورم
در آب های سبز تابستان
آرام می رانم
تا سرزمین مرگ
تا ساحل غم های پائیزی
در سایه ای خود را رها کردم
در سایه ی بی اعتبار عشق
در سایه ی فرار خوشبختی
در سایه ی ناپایداری ها
شب ها که می چرخد نسیمی گیج
در آسمان کوته دلتنگ
شب ها که می پیچد مهی خونین
در کوچه های آبی رگ ها
شب ها که تنهائیم
با رعشه های روحمان ، تنها در ضربه های نبض می جوشد
احساس هستی ، هستی بیمار
«در انتظار دره ها رازیست»
این را به روی قله های کوه
بر سنگ های سهمگین کندند
آنها که در خط سقوط خویش
یک شب سکوت کوهساران را
از التماسی تلخ آکندند
«در انتظار دست های پر،
آرامش دستان خالی نیست
خاموشی ویرانه ها زیباست »
این را زنی در آب ها می خواند
در آب های سبز تابستان
گوئی که در ویرانه ها می زیست
ما یکدگر را با نفس هامان
آلوده می سازیم
آلوده ی تقوای خوشبختی
ما از صدای باد می ترسیم
ما از نفوذ سایه های شک
در باغ های بوسه هامان رنگ می بازیم
ما در تمام میهمانی های قصر نور
از وحشت آوار می لرزیم
اکنون تو اینجائی
گسترده چون عطر اقاقی ها
در کوچه های صبح
بر سینه ام سنگین
در دست هایم داغ
در گیسوانم رفته از خود ، سوخته ، مدهوش
اکنون تو اینجائی
چیزی وسیع و تیره و انبوه
چیزی مشوش چون صدای دوردست روز
بر مردمک های پریشانم
می چرخد و می گسترد خود را
شاید مرا از چشمه می گیرند
شاید مرا از شاخه می چینند
شاید مرا مثل دری بر لحظه های بعد می بندند
شاید...
دیگر نمی بینم
ما بر زمینی هرزه روئیدیم
ما بر زمینی هرزه می باریم
ما «هیچ» را در راه ها دیدیم
بر اسب زرد بالدار خویش
چون پادشاهی راه می پیمود
افسوس ، ما خوشبخت و آرمیم
افسوس ، ما دلتنگ و خاموشیم
خوشبخت ، زیرا دوست می داریم
دلتنگ ، زیرا عشق نفرینیست
...
ـ فروغ فرخزاد ـ
امشب بد فرم دلم هوات رو کرده!هوایِ حرفات ٬ خنده هات ٬سکوتت٬آرامشت...نگاهت!
آره٬ امشب بد فرم دلم هوات رو کرده . هوایِ دوست داشتنت رو!!
پ.ن:عیدتون مبااااااااااااااااااااااارک...