تبليغاتX
روزگار به یاد ماندنی - خواب؟ رویا؟...نمی دونم!
 

                   

 چشمام رو می بندم ...

دلم می خواد بازم اون دره ٬ اون رودخونه ٬ اون پل چوبی رو ببینم...

دلم می خواد بفهمم دستایی که از پشت مه من و راهنمایی می کنه دستای کیه ...

دلم می خواد...

دلم

می خواد

بفهمم

.

.

.

اون چشمای هراسون ...چشمای کیه؟!!

دلم می خواد ببینم اون راه پر از دار و درخت  اون رویای سبز به کجا می رسه...

کجا؟؟

.

.

.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 23:40  توسط نیلو  |